سلام فصل زیبای من

هفته آخر آذر ماه قرعه آشپزی برای بچه های مهد کودک به نام من در اومد و به خاطر همین موضوع با مامانم شارلوت کیک بستنی درست کردیم و بردیم مهد و خدا را شکر مورد قبول دوستان گرامی قرار گرفت .

چهارشنبه توی مهدمون جشن خداحافظی با فصل پاییز بود و کلی با بچه ها و خاله در مورد فصل پاییز صحبت کردیم و چند تایی هم شعر خوندیم و گفتیم و خندیدیم.

پنج شنبه از طرف مهد رفتیم ورزشگاه باهنر و کلی برای من عشق فوتبال جالب و هیجان انگیز بود و کلی روی چمنهای زمین فوتبال با توپ هنر نمایی کردیم و یه عکس یادگاری هم گرفتیم .

شب قبل از اربعین هم  به خاطر نذری پزون رفتیم خونه عمه بتول (عمه مامان و بابام) و کلی با بچه های فامیل بازی کردیم و خوش گذروندیم.

این روزها اینقدر حرفهای قلومبه سولومبه به زبون میارم که مامان و بابام رو سرشون دو تا شاخ درمیارن

نقل و نباتهای بنده:

یه شب موقع خواب بعد از اینکه مامانم برام کتاب خوند رفت توی اتاقشون تا بخوابه داشت با بابام صحبت میکرد که بنده ناگهان با عصبانیت فریاد زدم  واییییییییی که چرا نمیخوابین اینقدر حرف زدین اعصابم رو خورد کردین .

یه بار هم تو خونه داشتم خیلی اذیت میکردم مامانم با عصبانیت گفت :

دیگه فردا مهد نمیبرمت باید تو خونه بمونی بابا هم تو رو نمیبره.

من با خونسردی: خوب نبرین من خودم زنگ میزنم به آقا آژانسی میگم بیاد دنبالم بعدش هم میگم من رو ببره کوچه بعد از پاساژ گلستان بعدش پولش رو هم حساب میکنم میرم توی مهدمون.

بابا:خوب تو که پول نداری چطور حساب میکنی؟

من:خوب کارت عابر بانکت رو برمیدارم اول میرم بانک پول میگیرم بعدش میرم مهد .

/ 9 نظر / 75 بازدید
مریم مامان سروش

این عکس آخری خیلی قشنگ شده. دیدی بزرگ شده و دیگه از این تهدیدها حساب نمیبره؟![زبان]

مامان بردیا

کجا بودین بابا نگران بودیم خدارو شکر خوش بودین فدای اون قلنبه حرف زدنت خوب راست میگه فکر کردین بچه های این دوره از این تهدیدها میترسن[نیشخند][بغل]

مامان برديا

ماشالا پسر بلبل زبون.فددددددات بشم.[قلب][ماچ][ماچ]

سپیده عمه آریانا

اااااااااااااااااااای جون دلم قربونت برم گل پسر با اون حرفهای قلنبه سلمبه خوشمزه ات . جیگرتو برم با عکسهای نازن . عکس اولی خیلی خوشگله . بوووووووووووووووووووووووووووووووووووس برای ارش نازم [ماچ][قلب][بغل][گل]

navid

جقد عکسات قشنگه اونجا هم برف اومد

مامان بردیا

پیشاپیش تولدت مبارک عزیزم 4سالگیت مبارک الهی زیر سایه پدرومادر پاینده باشی برات بهترینهارو اروز دارم عزیزم[ماچ][بغل]

هم نفس

سلام خدا نگهش داره براتون انشاا... آدرس وب پسر نازنینتو از تو وبلاگ آرش جون گرفتم.. بیاید به کلبه ما .. خوشحال میشیم.. [لبخند]

نرگس

سلام آرش جون (شما مادر آرش هستی؟) خوبی؟ عزیزم به مامان مهربون و گلت بگو خاله نرگس یه وبلاگ ساخته تا همه ی مامان های مهربون و دلسوز بیان عضو بشن و تجربه هاشون و سوال هاشون و حتی لحظه های خوش و خاطره های جالبشون رو به اشتراک بذارن بگو خاله نرگس گفت خیلی دوست دارم که شما هم بیایی و با ما باشی ممنون آرش ناز و خوشگلم بوووووووس عزیزم