تعطیلات نوروزی

قلبروز 29 اسفند ماه دوباره رفتیم یزد و همراه خانواده بابایی اینا بار سفر رو بستیم و رفتیم به سمت کرمانشاه و خونه خاله سیمین دوست خانوادگی بابایی و کلی توی راه با امیر محمد خوش گذروندیم .از خود راضی

دایی علی و من

توی اون چند روزی که خونه خاله سیمین بودیم کلی براشون دلبری کردیم البته از نوع شیطونیش به طوری که دیگه صدای اعتراض همه در اومده بود و برای ساکت کردن ما متوصل به موشهای خیالی زیر تخت شده بودن و البته کمی تا قسمتی هم موفق شده بودن.شیطان

لبخند

تو راه برگشت هم دو روزی رفتیم تهران و به خاطر اینکه مامانم سرمای بدی خورده بود بیرون نرفتیم و موقع رفتن به سمت یزد برای اولین بار رفتم زیارت حضرت معصومه خجالت

بعد هم چند روزی رفتیم راور و کلی عید دیدنی کردیم و برای مراسم سیزده گردی یه روز زودتر یعنی دوازدهم فروردین رفتیم برای تفریح و گشت و گذار در طبیعت زیبا

                                                                 

/ 1 نظر / 35 بازدید
navid

نمیخواید عکس های تولدشو بزارید[نگران]