درس پس دادن

دوم بهمن جلسه درس پس دادن بنده برای مامانم توی مهد بودش و من بایدشمارش اعداد که از 1 تا 10 بود و به روش مونته سوری یاد گرفته بودم رو برای مامانم بازگو کنم


من و خاله نوشین

حالا بماند که حواسم همه جا بود الا به کاری که قرار بود انجام بدم و به قول مامانم داشتم آمار کسایی که در رفت و آمد بودن رو در میاوردم و در حین کار با بعضی از دوستام هم خوش و بشی هم میکردم.

14 بهمن ماه هم طبق هر سال توی مهدمون جشن بالماسکه یا همون چرخش صورتکها برپا شده بود و منم از چند روز قبلش دائم دستور تهیه لباس مرد عنکبوتی و بتمن و زورو واز این جور شخصیتها میدادم  و آخرش هم اسپایدرمن یا همون مرد عنکبوتی شدم (حالا بماند که من اصلآ برنامه های این شخصیتها رو ندیدم و این است اثر گفت و شنود با دوستان مهدم)

من و هدیه امروزم 

16 بهمن ماه  از طرف مهد رفتیم حمام گنجعلی خان و شبش هم رفتیم راور عروسی دایی بابام و کلی اونجا با بچه های فامیل پدریم بازی کردیم .


1 اسفند ماه هم تولد سام بود و کلی اونجا با سام و رامتین آتیش سوزوندیم و با سام سر هر چیزی کلی داد و بیداد راه انداختیم بطوری که هیچ یک از مراحل تولد طبق برنامه پیش نرفت و آخرسر هم بنده باگریه  اومدم خونه.

/ 1 نظر / 33 بازدید
هنرمند

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم ! سلام و درود فراوان[گل]